نام اهنگ : دسپرادو فيلم : دسپرادو خواننده : انتونيو باندراس مرد پر افتخاري هستم كه بهترين ها را ميخوانم براي من هيچ عشق و ثروتي كم نيست اه سوار بر اسبم ميشوم و در ميان كوهستان مي تازم ماه و ستارگان به من مي گويند كه از كدام مسير بروم اي عشق من عاشق نواختن گيتار هستم و خواندن از خورشيد همراهانم نوازندگان دوره گردي هستند كه مرا در هنگام خواندن ياري مي دهند دوست دارم شادماني را انگونه كه مي خواهم يك جشن مفصل اي عشق من در قلب من هستي..
+ نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت توسط محمد رضا |
اهنگ : هنوز تاریک نشده فیلم : مصائب مسیح (ع) خواننده : باب دیلان سایه ها فرود امده اند و من تمام روز اینجا بوده ام برای خواب بسیار گرم سوزان است و زمان به سرعت میرود گویی روحم تبدیل به فلزی سخت شده هنوز می ترسم مبادا که خورشید التیام نیابد اینجا اتاق کافی وجود ندارد هنوز تاریک نشده اما ترس مرا در بر گرفته خب احساس انسانیت دارد از من دور میشود پشت هر چیز زیبایی رنج و غم نهفته است او برای من نامه ای نوشت سراسر مهربانی هر چه در سر داشت برایم نوشت فقط نمیدانم چرا باید اهمیتی به این چیزها بدهم هنوز تاریک نشده اما به زودی شب می رسد من رودخانه ها و دریاها را پشت سر گذاشته ام در عمق دنیای سراسر دروغ رفته ام در چشمان هیچ کس دنبال چیزی نبودم گاهی بارها بیش از توان من است اینجا به دنیا امده ام و همین جا خواهم مرد بر خلاف خواسته ام انگار حرکت میکنم ولی در جا ایستاده ام حتی به خاطر نمی اورم از کجا و برای چه امده ام.
+ نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت توسط محمد رضا |
اهنگ : شايد اين باشد فيلم : ارباب حلقه ها شايد اين غروب يك ستاره باشد اخرين پرتويي كه بر تو مي تابد شايد هنگام فرا رسيدن تاريكي باشد قلب تو بر تو دروغ نمي گويد و تو تك و تنها در ميان جاده ها اه كه چه قدر از خانه دور شده اي تاريكي فرا رسيده اگر ايمان داشته باشي راه را پيدا خواهي كرد شب سايه گستر شده همان زندگي كه وعده اش را داده بودي شايد سايه ها تو را فرا مي خوانند بايد بال بگشايي شايد سفرت اغاز شده به روشنايي روز؛ به سپيده وقتي شب به انتها رسيد بايد برخيزي به جستجوي خورشيد تاريكي فرا رسيده اگر ايمان داشته باشي راه را پيدا خواهي كرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت توسط محمد رضا |
این همه ادم نادان در کنار مهرویان بیگانه پسران را به قهقرا می کشند دختران را به نابودی کاری از احساس و روح یک شبکه جهانی یک تار عنکبوت واقعی به نام اینترنت زندگی تان را رویش می بازید این هم یک جور مرگ بی صداست چیزی برای وابستگی وجود ندارد موسیقی راک سال هاست که مرده مخدر و روابط عنان گسیخته ذهن را تباه می کند پس مرگ بر این همه مرگ به انها که خود را به خواب زده اند هزارن مادر دست به دعا برداشته اند اگر امید نباشد دیگر هیچ نیستیم باید کاری کرد دارویی ساختیم که درمانگر باشد ما را از انسانیت دور کرد چیزی برای وابستگی وجود ندارد موسیقی راک سال هاست که مرده
+ نوشته شده در جمعه 31 فروردین1386ساعت توسط محمد رضا |
you are not alone How deep is the ocean - how deep is your love
I have a love in my eyes
And how do I feel when you cant get enough
Half-way to your paradise
Oh, my love - is your love
Forever and a day
You are not alone - Ill be there for you
You are not alone - anything Ill do
You are not alone - youre the one for me
You are not alone - thats no tragedy
You are not alone - youre the one for me
You are not alone - nothing comes for free
Youre breaking the silence - youre breaking my heart
Youre like a rose in the snow
I talk in my sleep - I dont tear apart
Baby, Ill never will go oh, my love - is your love
Forever and a day
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 2 بهمن1385ساعت توسط محمد رضا |
اهنگ :ارواح مرده فیلم :کلاغ کسی رویاها را دزدیده کسی مرا به روز دیگری می برد دوئل شخصیت ها مثل حقیقتی کش امده است انها مرا صدا می زنند مرا صدا می زنند انها مرا صدا می زنند وقتی سایه های گذشته هنوز پابرجا هستند وصداهای تقلیدی در سرسرامی پیچند باید برای دعا به جایی پناه برد جایی که کسی نگویدفقط مال من است انها مرا صدا می زنند مرا صدا می زنند انها مرا صدا می زنند مرا صدا می زنند
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 آذر1385ساعت توسط محمد رضا |
اهنگ: ناخوشایند فیلم :شهر فرشتگان مثل هر کس دیگری تو هم برای تملق می گویی چهره ای زیبا دارم مثل هر ادم خونگرمی فقط هدفی می خواهم تا برایش بمیرم اما .اما تو اجازه نمی دهی تو خیلی ناخوشایندی یک بد شانس بی اهمیت باید به طرز شگفت انگیزی دل انگیز باشد تا به تماشای پیچ و تابش پرداخت باید چیزی دلگرم کننده باشد تا رهبری کردنش را تماشا کرد اما تو این اجازه را نمی دهی تو بسیار ناخوشایندی یک بدبخت مفلوک مثل هر قلمروی بی حدومرزی تو از عشق من صحبت می کنی چون تجربه چنین عشقی را نداشته ای اما تو اجازه عشق به من نمی دهی چون خیلی ناخوشایندی من تو را بی ارزش نمی دانم فقط باید لحظه ای بیشتر تامل کنم... 
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آذر1385ساعت توسط محمد رضا |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 12 آذر1385ساعت توسط محمد رضا |
She's standing on an overpass
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 11 آذر1385ساعت توسط محمد رضا |
اهنگ :زخم های نامرئی فیلم :رزیدنت اویل اشباح سیاه در تاریکی سرگردان شده اند حتی کور سویی از روشنایی نیست زندانی شدن در دنیای بدون حافظه و یادی بی هوش شده ا م , شاید ازحال رفته ا م از قلبی که قسمتی ازان هستم جداشده ام گاهی حس می کنم انگار در اسمان یخ زده ام و صورت خود را در تاریکی و تنهایی می بینم و صورت خود را چون جرقه ای یخ زده در اسمان می بینم در رو یاهایم خودم را در پرواز دیده ام نزدیک تر به خورشید , بالا می رفتم می خواستم خورشید را لمس کنم اما درخشند گی اش چشمانم را سوزاند گویی از هوش رفته ام مثل ستاره ای از اسمان سقوط میکنم گاهی حس می کنم انگار در اسمان یخ زده ام تاریکی زندگی ام بسیار تاریک بود
+ نوشته شده در یکشنبه 30 مهر1385ساعت توسط محمد رضا |