بیدار شدن
قبل از اخرین رویای باغ سیب
بدون هیچ بوسه شبانگاهی
و پرسه زدن در کوچه هایی
که درختانش با من از
چیدن ریحان ها در ساکت ترین ثانیه شب
و میگرن سهمناک غربت
سخن میگویند
صبح شده و من
به سوی روشن ترین دروازه ادراک بشر پرواز میکنم..
_________________
پ ن : بازم یه شعر دیگه از خودم..امیدوارم مفهومشو درک کنید !
+
نوشته شده در جمعه 28 فروردین1388ساعت توسط محمد رضا
|